تبليغاتX
براى بهار....
سلام بهار خوبی ؟
نمیدونم راجبه منو وبلاگم چی میدونی ولی ببخشید اون موقه بهت خوب توضیح ندادم متوجه نشدی الان کامل بهت میگم .
من درسام متولد 6 شهریور 74 . سوم دبیرستانم رشتم ریاضی تهرانم

خرداد امسال بعد از 3 سال با یکی از دوستام که تو دبستان و 2 سال از راهنمایی با هم دوست بودیم بعد 3 سال اشتی کردم .قبل از اینکه قهر کنیم خیلی با هم پارک میرفنیم گفت بیا بازم به یاد اون موقه ها بریم منم قبول کردم رفتیم پارک اسکیتم خوبه رفتم پیست اسکیت بازی کردم( اون موقه با یکی دوست بودم خیلی دوسم داشت ولی دیگه نمیخواستم باش باشم ) از یه پسره که تو پیست مربی اسکیت بود شماره گرفتم(همین که راجبش تو وب مینویسم ) . صمیمی شدیم نمیدونست بی اف دارم ناراحت شد گفت نمیخوام مزاحم شم اگه دوست داره باهاش بمون .قبول کردم چون حرفش واسم خیلی مهم بود خیلی ازش خوشم میومدقبولش داشتم . سعی کردم به حرفش گوش کنم ولی ادم قبل نبودم خیلی نامرد شده بودم روزی 100 دفه به بی افم خیانت میکردم. بهش گفتم خیانت کردم یه هفته گوشیشو خاموش کرد روشن که کرد دیگه ادم قبل نبود چون میدونست چیکار کردم روزی 1000 دفه میرید بهم . منم بدون توجه بهش هر روز میرفتم پیست اسکیت پیش سروش همین که راجبش مینویسم خیلی خوشم میومد ازش .باهم حرف میزدیم مثل دوست . بهش گفتم بعد از امتحانا بهت میگم میخوام باهات دوست شم یا نه.یه روز رفتم پارک با دوستم رفتم همون که راجبش بالا نوشتم . به سروش گفتم بیابریم بیرون یه روز . 21 خرداد بود رفتیم بیرون . از صب به بی افم اس میدادم جواب نمیداد میخواستم تصمیم بگیرم اگه بخاطر خیانت های قبلیم میبخشتم سروش رو بیخیال شم مثه خواهر برادر باشیم باهم . جواب نداد . تا شب با سروش و دوستم و دوستش بیرون بودیم . سروش بهم گفت دیگه بهش خیانت نکن اگه دوست داره فکراتو بکن گفتم باشه هرچی میگفت گوش میکردم . شب اومدم خونه به بی افم اس دادم فحشو کشید بهم که تو عوضی هستی و ادم نمیشی هیچوقت . خیلی ناراحت شدم با خودم گفتم درسا خاک تو سرت سعی کردی کاری کنی که ببخشه ولی گوش نکرد دیگه پس ولش کن . 

ساعت بب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 20:48  توسط دُرى   |